تحولات منطقه

در حالی که عربستان، ترکیه، پاکستان و مصر گفت‌وگوهای امنیتی خود را گسترش داده‌اند، ایده تشکیل یک چارچوب دفاعی مشترک وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ ابتکاری که همزمان نوید همکاری منطقه‌ای می‌دهد و خطر شکل‌گیری شکاف‌های ژئوپلیتیکی جدید را نیز در خود دارد.

چهار ارتش، یک ائتلاف؛ تولد یک نظم امنیتی یا آغاز شکافی جدید؟
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در حالی که عربستان، ترکیه، پاکستان و مصر گفت‌وگوهای امنیتی خود را گسترش داده‌اند، ایده تشکیل یک چارچوب دفاعی مشترک وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ ابتکاری که همزمان نوید همکاری منطقه‌ای می‌دهد و خطر شکل‌گیری شکاف‌های ژئوپلیتیکی جدید را نیز در خود دارد.

از همکاری سه‌جانبه تا چشم‌انداز یک ائتلاف منطقه‌ای

طرح ایجاد یک چارچوب دفاعی مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که از ماه‌ها پیش به‌صورت غیرعلنی در دست بررسی بود، اکنون وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک گمانه‌زنی سیاسی دانست. پیوستن مصر به نخستین نشست چهارجانبه وزیران خارجه این کشورها در حاشیه اجلاس سازمان همکاری اسلامی در ریاض، نشان داد این ابتکار ظرفیت تبدیل شدن به یک سازوکار امنیتی گسترده‌تر را دارد.

اگرچه هنوز هیچ پیمان رسمی امضا نشده و حتی مقام‌های چهار کشور از اعلام جزئیات خودداری کرده‌اند، اما روند رایزنی‌ها نشان می‌دهد که موضوع فراتر از گفت‌وگوهای مقدماتی است. «ایمن جمیل»، پژوهشگر مسائل غرب آسیا، در گفت‌وگو با The Cradle تأکید می‌کند که «نشانه‌های معتبری وجود دارد که چنین چارچوب همکاری دفاعی در آستانه نهایی شدن قرار دارد.»

در صورت تحقق، این ائتلاف سه مزیت مکمل را در کنار هم قرار می‌دهد؛ توان صنعتی دفاعی ترکیه، قدرت نظامی و هسته‌ای پاکستان و ظرفیت مالی و دیپلماتیک عربستان. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، چنین ترکیبی می‌تواند وزن امنیتی و سیاسی این کشورها را در معادلات منطقه‌ای افزایش دهد.

در همین چارچوب، توافق دفاعی دوجانبه عربستان و پاکستان که در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. بر اساس این توافق، حمله به یکی از دو کشور، حمله به هر دو تلقی می‌شود و اسلام‌آباد نیز در سال ۲۰۲۶ هزاران نیروی نظامی، جنگنده، سامانه‌های پهپادی و پدافند هوایی را در عربستان مستقر کرده است؛ اقدامی که نشان می‌دهد همکاری دفاعی دو کشور از مرحله توافقات سیاسی عبور کرده و وارد سطح عملیاتی شده است.

امنیت جمعی یا ائتلافی علیه ایران؟

مهم‌ترین پرسش درباره این ابتکار، مأموریت واقعی آن است. اگرچه طراحان آن از «دفاع جمعی»، «امنیت دریایی» و «همکاری منطقه‌ای» سخن می‌گویند، اما گزارش‌های منتشرشده از نشست ریاض نشان می‌دهد که جنگ با ایران و حملات به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بخش مهمی از گفت‌وگوها را تشکیل داده است.

همین مسئله باعث شده گمانه‌زنی‌هایی درباره ماهیت ضدایرانی این چارچوب مطرح شود؛ هرچند همه تحلیلگران با چنین برداشتی موافق نیستند.

«ایمن جمیل» معتقد است تا زمانی که مأموریت این سازوکار بر دفاع جمعی، مبارزه با تروریسم و همکاری امنیتی متمرکز باشد، نمی‌توان آن را ائتلافی ضدایران دانست. با این حال او هشدار می‌دهد که اگر این چارچوب به ابزاری برای مهار ایران یا پیشبرد منافع یک بلوک منطقه‌ای تبدیل شود، نه‌تنها به ثبات کمکی نخواهد کرد، بلکه شکاف‌های ژئوپلیتیکی موجود را عمیق‌تر خواهد ساخت.

در مقابل، «ظهیر شاه شرازی»، معاون اجرایی شبکه BOL News، نبود اجماع درباره ایران را مهم‌ترین ضعف این ابتکار می‌داند. به گفته او، عربستان و پاکستان به واسطه پیمان دفاعی دوجانبه، رویکرد سخت‌گیرانه‌تری نسبت به تهران دارند، در حالی که ترکیه و مصر همچنان بر مذاکره و راه‌حل سیاسی تأکید می‌کنند.

این اختلاف رویکرد، پرسش مهمی را مطرح می‌کند؛ آیا می‌توان بدون توافق بر سر تعریف «تهدید مشترک»، یک نیروی دفاعی مشترک و کارآمد ایجاد کرد؟ تجربه بسیاری از ائتلاف‌های نظامی نشان داده است که انسجام سیاسی، پیش‌شرط موفقیت هر سازوکار دفاع جمعی است.

در همین حال، تهران نیز اگرچه از ایده ایجاد یک نظام امنیتی منطقه‌ای بدون حضور آمریکا و اسرائیل استقبال کرده، اما تاکنون جایگاه مشخصی در این چارچوب نداشته است. از این رو، نحوه مواجهه این ابتکار با ایران می‌تواند به تعیین‌کننده‌ترین عامل موفقیت یا شکست آن تبدیل شود.

استقلال از آمریکا یا بازتولید نظم موجود؟

یکی از مهم‌ترین ادعاهای حامیان این ابتکار، کاهش وابستگی امنیتی کشورهای منطقه به ایالات متحده است. طی دهه‌های گذشته، امنیت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس عمدتاً بر حضور نظامی واشنگتن، پایگاه‌های آمریکایی و چتر امنیتی این کشور استوار بوده است.

با این حال، واقعیت‌های میدانی تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. آمریکا همچنان شبکه گسترده‌ای از پایگاه‌های نظامی، توافق‌های دفاعی، قراردادهای تسلیحاتی و زیرساخت‌های فرماندهی را در منطقه حفظ کرده و توافق همکاری هسته‌ای غیرنظامی اخیر میان واشنگتن و ریاض نیز نشان می‌دهد این روابط همچنان از اهمیت راهبردی برخوردار است.

«غلام علی»، پژوهشگر مرکز مطالعات صلح جهانی و راهبردی، معتقد است چارچوب دفاعی جدید جایگزین حضور آمریکا نخواهد شد، بلکه در بهترین حالت مکمل آن خواهد بود. به گفته او، واشنگتن نه‌تنها قصد کاهش حضور خود را ندارد، بلکه در تلاش است همکاری راهبردی خود با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را بیش از گذشته تقویت کند.

از سوی دیگر، حتی تحلیلگرانی که نسبت به آینده این ابتکار خوش‌بین هستند نیز معتقدند حذف نقش آمریکا دست‌کم در کوتاه‌مدت واقع‌بینانه نیست. آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد، ایجاد سازوکاری است که در بلندمدت بخشی از نیاز کشورهای منطقه به خدمات امنیتی خارجی را کاهش دهد، نه اینکه به سرعت جایگزین آن شود.

در نهایت، سرنوشت این ابتکار به پرسشی اساسی گره خورده است؛ آیا این چارچوب به بستری برای همکاری فراگیر میان قدرت‌های مسلمان تبدیل خواهد شد یا به ابزاری برای تشدید رقابت‌های بلوکی در غرب آسیا؟ پاسخ این سؤال نه در تعداد ارتش‌های عضو، بلکه در نحوه تعریف تهدیدها، میزان استقلال تصمیم‌گیری و جایگاهی که برای بازیگران اصلی منطقه ـ،به‌ویژه ایران در نظر گرفته می‌شود، مشخص خواهد شد. آنچه تاکنون روشن است، این است که معادلات امنیتی غرب آسیا در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه قرار گرفته‌اند؛ مرحله‌ای که می‌تواند موازنه قدرت منطقه را برای سال‌های آینده دگرگون کند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha